|
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/03/19 22:33 توسط حمزه |
غریب آشنا دوست دارم بیا منو همرات ببر به شهر قصه ها بگیردست منو تودستات بازم چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم بمونم منتظر تا برگردی پیشم تو زندون هم با تو من آزادمممممم (با تشکر از خانم گوگوش و تارا) تقدیم به گلم + نوشته شده در یکشنبه 1387/02/08 21:42 توسط حمزه |
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/08 19:9 توسط حمزه |
تقدیم با عشق تقدیم به کسی که جای پای قدمهایش تازه در قلب من نقش میبندد تقدیم به کسی که نوشته هایش مانندطلا میدرخشد تقدیم به کسی که حرفهایش با وجود آشنایی تازه به دل مینشیند تقدیم به کسی که زبانم همیشه در مقابلش کم می آورد تقدیم به کسی که با وجود دوری فاصله اما قلبهایمان هر روز به هم نزدیکتر میشود تقدیم به کسی که با قلبی . . . قلبی شادو سرزنده احیا میکند + نوشته شده در دوشنبه 1386/12/13 8:32 توسط حمزه |
کوه میزارم رو دوشم رخت هر جنگ میپوشم موج از دریا میگیرم شیره سنگ میدوشم میارم ماه تو خونه میگیرم باد نشونه . . . اگه چشمات بگن اره هیچکدوم کاری نداره
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/05 11:3 توسط حمزه |
تقدیم به تمام وبلاگ نویسان عاشق. + نوشته شده در جمعه 1386/11/19 8:48 توسط حمزه |
+ نوشته شده در جمعه 1386/10/21 22:4 توسط حمزه |
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18 23:10 توسط حمزه |
سلام به دوستانی که در حال یادکیری زبان انگلیسی هستند قول داده بودم براتون داستان کوتاه بگذارم پس اولین داستان دانلود کنید البته همراه با صوت فقط نظر یادتون نره.در ضمن پیشنهاد میکنم لغات جدید ان را حفظ کنید روزهای بعد جدول با همان لغات خواهم گذشت. + نوشته شده در جمعه 1386/10/07 16:51 توسط حمزه |
+ نوشته شده در جمعه 1386/10/07 8:24 توسط حمزه |
|