|
همیشه باید ترسید,همیشه باید نگران بود
همیشه از اینکه شاید اخرین بار باشد شاید این نگاه,شاید این لبخند این سفر این همراهی هم قدمی, هم کلامی, شاید اخرین بار باشد. شاید این سفر;آخرین سفر -آخرین دیدار- -آخرین پارک- -آخرین نیمکت- -آخرین حرفها- -آخرین شوخی- -آخرین بوسه- -نه- آخرین وعده بوسه باشد. همیشه باید ترسید!! + نوشته شده در سه شنبه 1387/07/30 14:1 توسط حمزه |
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/07/29 13:48 توسط حمزه |
مریم جان عزیزم اینو بدون خیلی دوست دارم(حمزه) حمزه جان عزیزم اینو بدون که منم خیلی دوست دارم(مریم) + نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/11 12:10 توسط حمزه |
اینو بدون خیلی دوست دارم اندازه یه دنیا(حمزه) عزیزدلم اینو بدون که منم خیلی زیاد دوست دارم (مریم) + نوشته شده در پنجشنبه 1387/07/11 12:3 توسط حمزه |
سلام به تمام دوستانی که به وبلاگ من سر میزنن به نظرتون چه کنم از درد دوری؟ البته درسته از هم دوریم ولی دلامون به هم نزدیکه. اینو میخوام بهش بگم که خیلی دوستش دارم. میخوام بهش بگم زندانبان چرا این دل اسیرخودت کردی؟چرا؟ + نوشته شده در شنبه 1387/05/12 18:31 توسط حمزه |
فقط یه چیز ازت می خوام همیشه عاشق بمونی. تقدیم باعشق به عزیزترینم. + نوشته شده در شنبه 1387/05/12 17:35 توسط حمزه |
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/03/19 22:33 توسط حمزه |
غریب آشنا دوست دارم بیا منو همرات ببر به شهر قصه ها بگیردست منو تودستات بازم چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم بمونم منتظر تا برگردی پیشم تو زندون هم با تو من آزادمممممم (با تشکر از خانم گوگوش و تارا) تقدیم به گلم + نوشته شده در یکشنبه 1387/02/08 21:42 توسط حمزه |
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/08 19:9 توسط حمزه |
تقدیم با عشق تقدیم به کسی که جای پای قدمهایش تازه در قلب من نقش میبندد تقدیم به کسی که نوشته هایش مانندطلا میدرخشد تقدیم به کسی که حرفهایش با وجود آشنایی تازه به دل مینشیند تقدیم به کسی که زبانم همیشه در مقابلش کم می آورد تقدیم به کسی که با وجود دوری فاصله اما قلبهایمان هر روز به هم نزدیکتر میشود تقدیم به کسی که با قلبی . . . قلبی شادو سرزنده احیا میکند + نوشته شده در دوشنبه 1386/12/13 8:32 توسط حمزه |
|